1062046817_90546

1062046817_90546

———————————————-

باید به این آدرس مراجعه کنم لطفا راهنمایی کنید؟؟

———————————————-

سلام . از طرف نصف راه که میره به طرف چهار راه ابوریحان حدود دویست متر مانده به چهارراه ابوریحان کوی معلم هست .

به این قشنگی که تو شهید شده‌ای، ما حتی نمی‌توانیم بخوابیم…

به این قشنگی که تو شهید شده‌ای، ما حتی نمی‌توانیم بخوابیم …
#شهید_احمد_عسگری
فکه؛ ۱۳۶۳/۲/۱۳

✅هفته دفاع مقدس گرامی باد.

———————————————-

روحشان شاد راهشان پررهروباد

———————————————-

1062046817_90655

😔فوق‌العاده ویژه 😔👈سلام، فوق‌العاده ویژه همراه با معوقه…

😔فوق‌العاده ویژه

😔👈سلام، فوق‌العاده ویژه همراه با معوقه به حمدالله از اول فروردین ماه در این ماه برای شاغلین پرداخت میشود، ما بازنشستگان کشوری نیز بر اساس مصوبه دولت در مهرماه 99 و مبنای 90 درصد آیتم‌های مشمول کسورات در دریافت این فوق‌العاده سهیم هستیم. نگذاریم کار به آبان ماه بکشد، اگر کشیده شده هیچی توی دستمون نیست، باید آنرا در مهرماه به فضل الهی تبدیل به حکم کنیم، اجرای همسان‌سازی در بودجه سالانه اعتبارش دیده شده، دکتر نوبخت در همه‌ لایوهایش با عدد و رقم در چندین نوبت بر آن تاکید کرد، هر کس بخواهد بگوید اعتبار نیست دروغ می‌گوید و بنا دارد حق ما را در جای دیگری خرج نموده و هاپولی نماید. چرا برای بهداشت بود، چرا برای هیات علمی بود، این دیوار کشوری را دیگر خشتی برایش باقی نگذاشتند، بس کنید دیگه، حیا هم خوب چیزیه، در دیزی باز.‌..! کارگروه ۳۱ نفره پیگیری هم فعالتر بشه، برای فوق العاده ویژه در مهرماه بر اساس مصوبه همسان‌سازی نامه اعتراضی به وزیر کار، رئیس سازمان برنامه و بودجه، مدیرعامل صندوق، معاون اول رئیس جمهور و مجلس نوشته و خواستار اجرای فوق‌العاده ویژه در مهرماه گردد، ما هم باید فوق العاده‌ویژه‌مان از اول فروردین ماه محاسبه شود، این پیام را به محضی خواندی حتماً به همه جا منتشر کن، نگو دیگران حتماً اینکارو میکنن، خیر قبول نیست، حتماً باید خودت هم انجام دهی، مگر بازنشسته و دارای مسئولیت نیستی؟!
✍محمدسعید بهوندی/ اهواز
بازنشسته فرهنگی
😔😔😔😔😔😔😔😔😔😔😔😔😔

🕪 نامه سرگشاده یک بازنشسته فرهنگی خطاب به جناب آقای دکتر…

🕪 نامه سرگشاده یک بازنشسته فرهنگی خطاب به جناب آقای دکتر حجت الله عبدالملکی وزیر محترم تعاون وکار وامور اجتماعی❗️
سلام علیکم

🔹آیا تاحال به درددل یه بازنشسته با داشتن تعدادزیادی عائله وکمی حقوق وعدم برآورده کردن نیازهای آنان نشسته اید ؟ آیا در صف مطب های پزشکی حاضر شده اید که بازنشسته ای در اضطراب ویزیت وفکرکردن پول هنگفت داروهای آزاد حساب کن را دیده اید ؟ (درحالی که هرماه حق بیمه گرها را با روی گشاده از حقوقش کسر میکنند وجای هیچگونه اعتراضی هم برایش قائل نیستند ) ، آیا در بازار بین مردم ، بازنشسته ای را دیده اید که همواره بدنبال ارزانترین و بی کیفیت ترین جنس برای خانواده اش میگردد واز داخل خودخوری میکند وخدایا شکر میگوید ؟ وهزاران آیای دیگر که حوصله پریش است وبی جواب از طرف مسوولینی که هیچگاه این صحنه هارا ندیده واگر دیده اند خودرا به ندیدن زده اند ، الغرض بعنوان یه بازنشسته بالای ۷۰ سال سن وداشتن دوپسر دانشگاه دیده ی بیکار و چندین نوه دختری از بابا بزرگشان انتظار کرامت دارن ، ولی چیزی که تحویلشان داده میشه ندامت است نه کرامت ، پس یک لحظه خودتان را جای من بازنشسته قرار دهید ، آیا سزاواراست هرروز چشم انتظار دائمی شده همسان سازی ولطف وکرم مسوولین باشیم ؟

🔹در خاتمه امیدوارم در زندگی پربارتان احیای عزت نفس بازنشستگان رابه یادگار بگذارید و دعای خیل عظیم خانواده هایشان را بدرقه ی راه خود و خانواده تان بنمایید و در قانونی کردن همسانسازی همت والای خودرا بنمایش بگذارید .

✍ با احترام : احمد صالح زاده بازنشسته ی آموزش وپرورش مهاباد

نمی دونم از واکسنه یا کرونا

نمی دونم از واکسنه یا کرونا

———————————————-

احتمالا از عوارض واکسنه. یکی از اقوام ما استرازانکا زده بود تب و بدن درد شدید و تنگی نفس داشت .الان ۱۰ روزه از روز ۷ به بعد یه خورده بهتر شده .
مایعات و سوپ و اش و دمنوش گیاهی بخورین.ایمنی بدنتان را بالا ببرید و یه متخصص هم برید تا مطمئن بشین.

خانم معلم همیشه پالتویش را شبیه زنهای درباری روی شانه اش…

خانم معلم همیشه پالتویش را شبیه زنهای درباری روی شانه اش می انداخت.
آنروز مادرِ دخترک را خواست.
او به مادر گفت: “متأسفانه باید بگم که دخترتون نیاز به داروهای آرام بخش داره. چون دخترتون بیش فعاله و مشکل حاد تمرکزی داره و اصلا چیزی یاد نمیگیره.”
ترس به قلب مادر زد و چشمانش در غم خیس خورد. انگار داشت چنگ می زد به گلوی خودش، اما حرف خانم معلم را قبول کرد.
وقتی همه چیز همانطور شد که معلم خواسته بود، دخترک گفت: خجالت می کشم جلوی بچه ها دارو بخورم. خانم معلم پیشنهاد داد، وقت بیکاری که دختر باید دارو مصرف کند، به بهانه آوردن قهوهی خانم معلم، به دفترش برود و قرصش را بخورد.
دختر خوشحال قبول کرد. مدتها گذشت و سرمای زمستان، تن زرد پاییز را برفی کرد.
خانم معلم دوباره مادرش را خواست. اینبار تا جا داشت از دخترک و هوش سرشارش تعریف کرد.
در راه برگشت به خانه، مادر خیلی بالاتر از ابرها سیر می کرد. لبخندزنان به دخترش گفت: “چقدر خوبه که نمره هات عالی شده، چطور تونستی تا این حد تغییر کنی؟!”
دختر خندید و گفت “مامان من همه چیز رو مدیون خانم معلمم هستم.
چطور؟
هرروز که براش قهوه می آوردم، قرص رو تو فنجون قهوه اش مینداختم. اینجوری رفتار خانم معلم خیلی آروم شد و تونست خوب به ما درس بده.”

خیلی وقتها، تقصیر را گردن دیگران می اندازیم در حالیکه این ما هستیم که نیاز به تغییر داریم….!!

💕 @Pzeshkzanan 💉

———————————————-

👏🏻👏🏻👏🏻