متن زیر به مناسبت درگذشت استاد #حسین_منزوی بوده است…

متن زیر به مناسبت درگذشت
استاد
#حسین_منزوی
بوده است واکنون باز نشر می شود.

‍ حسین منزوی؛ از رنج عشق تا گنج غزل

#دکتر_عبدالرضا_مدرس‌زاده

شانزدهم اردیبهشت سالگرد درگذشت استاد نامدار غزل معاصر شادروان حسین منزوی (١٣٨۴) است.

منزوی که به شکلی کاملا استثنایی و خاص در قطعه‌ای از استاد اخوان ثالث خطاب به حضرت آیت‌الله خامنه‌ای برای به کار گماردن شاعر در وزارت ارشاد وقت، بسزا معرفی شده‌است؛ نماد و نمود غزل نو در روزگار ماست که راه را برای دیگر شاعران جوان _ که بعضا افتخارشان داشتن عکس یادگاری با اوست _ باز کرده‌است.

منزوی شاعر غزل است و بهترین کارکرد غزل هم، بیان احساسات عاشقانه و تصویرسازی‌هایی بر اساس رابطه مرد و زن _دست‌کم در روزگار ما _ است که اگر چه در سه دهه پایانی عمر شاعر (دقیقا نیمه دوم عمر ) با متارکه و جدایی از همسری که دختری به نام غزل برای او آورده‌بود، همراه می‌شود و شاید رگه تلخی‌ای که در برخی غزل‌های شاعر به دید می‌آید؛ بازتابی از همین بدآوردن شاعر باشد، اما با این همه نمی‌توان از کنار شاهکار شاعر که به قیمت قفس بافتن و به فکر پریدن بودن او تمام شده‌است، به آسانی گذشت.

منزوی اگر چه در نوآوری در غزل تنها نیست اما روشن است که سهم او از دیگران بیش است و این که به رغم بی‌نصیب بودن رسانه‌های رسمی کشوراز محضر و دفتر او، باز شعرش از آنان که ملک‌الشعرای دربار رسانه هستند، بیشتر به دید آمده‌است خود گویای آن است که این شاعر زنجانی که سهروردی ِ غزل ماست راهی به ادراک و اشراق داشته‌است.

در این هم که شاعر نخواست جریان رسمی و حکومتی شعر را به عقد خود درآورد و نقدا از بسیاری نقدها برکنار ماند، بیشتر موید آن است که تلخ‌کامی شاعر که از بیش بودن شرنگ بر شراب در زندگی شاعرانه‌اش ناشی‌شده‌است، گوش شنوایی نداشته‌است و شاید آنان که مرگ او را برای نامگذاری خیابان و ساختن تندیس مغتنم شمردند، در ایام زندگی رنج‌آلود شاعر به او به چشم گنج کارآمد ِ یک‌دست سود نگاه نمی‌کرده‌اند.

کاوش‌ها در باب غزل منزوی و تاثیر‌گذاری‌اش بر دیگران در کتاب‌ها و رساله‌های بسیار به دید می‌آید که البته عصاره و نقاوه همه آنها (اگر درست کاویده باشند ) آن است که غزل نو با چنین بافت و ساختاری می‌تواند شعر نیمایی را تا حد بی‌نیازی از آن کنار بزند و البته این سخن جسارت‌آمیز را شاعران جوان و خوش‌ذوق و هنرمند که بر اریکه غزل تکیه دارند، با کمال ادب و احترام و با خموشی بهنگام، بر زبان خویش جاری کرده‌اند.

پایان سخن این ابراز امید است که بیان شاعرانه منزوی از عشق با آن همه صمیمیت و زیبایی و آرامش از دید و دسترس جوانان ما دور نماند که محرومیت ایشان از چنین تعابیری دلنواز، افتادن به وادی رنجَهایی بی‌پایان است که شوربختانه خود منزوی هم راوی آنهاست.

@pazhvak_roshangari