🍃🍃🍃🍃🍃🍃 توصیه های بسیار زیبای آلبرت اینشتین برای افزایش…

🍃🍃🍃🍃🍃🍃

توصیه های بسیار زیبای آلبرت اینشتین برای افزایش هوش و خلاقیت

#من#هرگز#به#شاگردانم#درس
#نمی‌دهم#من#فقط#تلاش#می‌کنم #شرایطی#را#فراهم#کنم#تا#خودشان #یاد#بگیرند.

۱. «دانش‌آموزان و دانشجویان بُشکه‌‌های خالی نیستند که بخواهید پُرشان کنید! بلکه مشعلی هستند که باید روشن‌شان کنید.»
اینشتین در کودکی هم از حفظ کردن درس‌ها و انجام دادن تکالیف مدرسه متنفر بود و بیشتر به مطالعه‌ آزاد علاقه داشت. هنگامی که در پرسشنامه‌ی سنجش هوش و استعداد منسوب به ادیسون، به این سؤال برخورد که «سرعت صوت چقدر است؟»، فریاد زد: «چه می‌دانم؟! این چیزها را به آسانی می‌توان در هر کتاب درسی پیدا کرد. چه لزومی دارد آنها را به حافظه تحمیل کنم!»

هدف اصلی آموزش باید تحریک کنجکاوی کودکان و ایجاد علاقه و اشتیاق برای یادگیری باشد. اما بیشتر سیستم‌های آموزشی صرفا به انتقال اطلاعات به ذهن دانش‌آموز می‌پردازند. در زمان‌های گذشته که ابزارهای ذخیره‌ی اطلاعات امروزی در دسترس نبود، به‌خاطر سپردن اطلاعات ارزشمند بود، اما امروزه ما در عصر اطلاعات به‌سر می‌بریم و صِرفا داشتن اطلاعات مزیت به حساب نمی‌آید. در عصر جدید انواع اطلاعات به سهولت در اختیار همگان قرار دارد. آنچه امروزه ارزشمند است، توانایی استفاده‌ی خلاقانه از اطلاعات و دانش موجود برای حل مسئله‌ و چالش‌های مختلف است. به همین دلیل باید دانش‌آموزان را به کنجکاوی و تفکر تشویق کنیم و اشتیاق دانستن و فهمیدن را در آنها افزایش بدهیم.

۲. «من هرگز به شاگردانم درس نمی‌دهم، من فقط تلاش می‌کنم شرایطی را فراهم کنم تا خودشان یاد بگیرند.»
بهترین نوع یادگیری آن است که دانش‌آموز بدون هیچ‌گونه احساس فشار و اضطراب، یاد بگیرد. انواع بازی‌ها، داستان‌ها و مثال‌های جذاب، زمینه را برای یادگیریِ خودبه‌خودی کودکان فراهم می‌کنند. یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی که در مدرسه آموخته نمی‌شود، «مهارت خودآموزی» است. یاد دادن مهارت خودآموزی به کودکان مانند این است که به جای ماهی دادن به آنها، ماهیگیری را یادشان بدهید. یادگیری اکثر بزرگسالان پس از اتمام تحصیلات رسمی به پایان می‌رسد، زیرا دارای مهارت خودآموزی نیستند و فکر می‌کنند برای یادگیری هر چیزی باید به مدرسه یا دانشگاه بروند.

۳. «عشق ، معلم بهتری نسبت به وظیفه است.»
اینشتین از هرگونه اجبار متنفر بود. او از برنامه‌های آموزشی که مغز بچه‌ها را با انبوهی از نام‌ها و فرمول‌های خشک، خسته و فرسوده می‌کند یا از حفظ کردن مطالب صرفا برای امتحان دادن بیزار بود. او اجبار به آموختن دروس مشابه برای همگان، بدون توجه به میل و علاقه‌ی آنان را قبول نداشت. معتقد بود که «وظیفه‌ی شیوه‌های آموزشی بایستی فقط این باشد که جوانان را به فکر کردن عادت بدهد و در آنها کنجکاوی و تحریک فکری پدید آورد.» و با کنایه می‌گفت: «اینکه شیوه‌های نوین آموزشی تاکنون روح مقدس کنجکاوی را یکسره نکشته است، به معجزه می‌ماند.»

عشق، شور و اشتیاق مسری هستند. وقتی معلم عاشق شغل و دانشی باشد که آموزش می‌دهد، خودبه‌خود این شور و اشتیاق به شاگردان منتقل می‌شود. اگر معلم عاشق کودکان باشد از هر لحاظ در زندگی آنها تأثیری مثبت و ماندگار می‌گذارد. همه‌ی ما خاطرات ماندگاری از معلمانی داریم که عاشقانه تدریس می‌کردند و تمام وجود خود را وقف آموزش و تربیت کرده بودند. از لحاظ تربیتی، کودکان بیشتر تحت تأثیر «رفتار» ما قرار دارند نه نصایح و گفتار ما. به همین دلیل یک معلم عاشق، بهترین الگوی تربیتی برای کودکان است و می‌تواند الهام‌بخش آنها در طول تمام عمرشان باشد.
🌷🌷🌷🌷

intrnship