وقتی با ذوق وارد فروشگاه لوازم التحریر شدم و به پسرم و…

وقتی با ذوق وارد فروشگاه لوازم التحریر شدم و به پسرم و خواهر زاده هایم گفتم چیزهایی که دوست دارند برای اول مهرشان بخرند، از بی‌تفاوت بودنشان تعجب کردم… وقتی که به جای جامدادی و پاک‌کن و تراش فانتزی رفتند سمت اسباب‌بازی‌ها و پیکسل‌ها فهمیدم شروع سال تحصیلی آنقدرها برایشان جذاب نیست که برای من و هم‌سن و سال‌هایم بود…
برای ما مدرسه جور دیگری بود…
مدرسه، حیاطش و مسیرش تنها شبکه‌ی اجتماعی ما بودند… اینستاگرام و فیس‌بوک و تیک تاک‌مان همانجا بود… کلوز فرندهایمان بغل دستی‌مان بودند یا میز عقبی و جلویی نشسته‌بودند… پلی‌استیشن و ایکس‌باک مان خلاصه میشد در همان زنگ‌ ورزشِ هفته‌ای یکبار…‌
با یک اتود جدید تکالیف ریاضی شیرین‌تر میشد… و طرح روی دفترمان تعیین کننده‌ی میزان علاقه‌مان به آن درس بود…
دفتر قشنگ‌ها برای درسهای عزیزتر بودند…
نوشت افزارِ نو، جلد کردن کتابها و کلا مهرماه حال و هوایش لذت‌بخش بود…
حالا توقع داریم بچه‌ها از دنیای جدیدشان که لبریز از سرگرم‌کننده‌هاست با دیدن یک جامدادی مثل ما بخندند و شب بگذارند کنار بالششان… توقع داریم از بین رنگارنگ ترین انیمیشن‌ها و بازی‌ها، با طرح روی دفتر فانتزی خوشحال شوند… بچه‌هایی که کلیپ‌های با کیفیت و شاد و شنگولی را در یوتیوب دیده‌‌اند، حالا باید با فضای بی‌روح شبکه‌ی آموزش یا کلاس آنلاینشان ارتباط برقرار کنند… مدرسه حالا فقط یک بخش معمولی و غیرهیجان انگیز از زندگی بچه‌هاست… کرونا هم که آمد و قوز بالای قوز شد…

من کتابهای پسرم را جلد کردم… به سلیقه‌ی خودم دفتر و جامدادی و نوشت‌افزار خریدم… کتابهای سال قبل را از قفسه کتابخانەاش جمع کردم… میز و صندلی تحریر را برای مشق نوشتنش آماده کردم… تلاش بیشتری برای ایجاد ذوق و هیجان از دستم برنمی‌آید… به جز اینکه تاکید کنم یادگرفتن لذت بخش است و قول بدهم با هم انجامش می‌دهیم… و بگویم امسال هم لذت یادگرفتن را تو ببر… لذت کنارت وقت گذراندن و تماشایت را من می‌برم…

پاییز و سال تحصیلی پیش رو مبارک🍂
@my_0range6452

———————————————-

فکر میکردم فقط پسر من اشتیاقی برای شروع سال تحصیلی نداره 😔😔😔😔