‍ ‍ زادروز ناصرخسرو قبادیانی #دکتر_عبدالرضا_مدرس‌_زاده آن…

‍ ‍ زادروز ناصرخسرو قبادیانی

#دکتر_عبدالرضا_مدرس‌_زاده

آن گونه که خود ناصرخسرو تاریخ ولادتش را به تقویم هجری مهتابی دقیق بیان کرده‌است دوازدهم شهریور؛ زادروز این شاعر نامدار و حکیم خردمند ایرانی است که در کشورهای افغانستان و تاجیکستان به سبب اختلاف عقیده‌ای که در مذهب در میان است برای او جشنی برپا نمی‌شود و در ایران هم جامعه شیعی دوازده‌امامی اولویتی برای گرامی‌داشت شاعری هفت‌امامی در نظر نمی‌گیرد. هر چند نکوداشت شخصیتی که علاوه بر دارابودن ذخیره‌ای سرشار از واژه‌ها و تعابیر فارسی دری خراسانی، بسیاری از فضایل انسانی را برشمرده‌است چیزی فراتر از توجه کردن به اختلافات مذهبی را به ما یادآور است.

ناصرخسرو قبادیانی بلخی اکنون پس از هزار سال، هر آنچه را دارد مدیون چرخش اعتقادی و تغییر مذهب خویش است هم‌چنان که بسیاری از محرومیت‌های پیش روی یاد و بزرگداشت او هم برآمده از همین موضوع است(شانزده سال پیش فشارهای علمای بلاد مانع از برگزاری هزاره او در دولت سیدمحمدخاتمی شد)

به‌هر روی همه کوشش ما اکنون معرفی این شخصیت فرهنگی و عقیدتی به هم‌روزگاران جوان خویش است تا در بسته‌های فکری و فرهنگی خویش جایی هم برای حکیم درخشان بدخشان درنظر بگیرند.

ناصرخسرو شخصیتی کاملا درباری و وابسته به قدرت داشت و هنوز البته روشن نیست که چه رفتار یا چه چیزی شهد شیرین و گذرای قدرت و شهرت وابسته به دربار را در کام جان او تلخ کرد که او چنین بیدار شد و از دربار با همه وسوسه‌هایش دل برید و به سمت مکه و زیارت کعبه گریخت.

در دیوان شاعر به خلاف امثال سنایی اثری از شعرهای درباری و مدح‌های صله‌آور شاعر نیست اما از مطاوی مضامین سرشار از توبه و ندامت شاعر، می‌توان تصویری از این پوست‌اندازی و نوشدن شاعر را با گرایش به آیین فاطمیان مصر دریافت.

با همه مبتکرانه و بنیادین بودن حرکت عقیدتی ناصرخسرو؛ این اندازه تعصب و سخت‌گیری او بر سر آیین و دیگران را بی‌محابا تکفیر کردن و نسبت تفسیق‌ دادن پذیرفتنی نمی‌نماید و نشان از آن دارد که آیین تازه‌ای که شکوه کاخ آن در قاهره چشم شاعر قبادیان را گرفته‌است، خالی از تسامح و مدارا بر سر اجرای مصادیق شریعتی است که اتفاقا بر آسان‌گیری و عدم اکراه بنا شده‌است.

آن ربع قرن اقامت اجباری شاعر در دره یمگان هم اگر چه به قیمت اثبات سخت‌جانی و پافشاری او بر باورهایش تمام شد، اما به هر روی تصویری از یک مُبلغ ِ ازجان‌گذشته را به نمود رسانید که اولیای او در قاهره با فرو رفتن در نیل ِ تن‌آسانی و عشرت بر تفاوت و فاصله خویش با چنین مامور وظیفه‌شناس دین و آیین می‌افزودند.

با این همه شعر ناصرخسرو کارنامه پر برگ و بار فکر و فرهنگ ایرانی است که اگر چه برچسب اسماعیلی دارد اما به هر روی مجموعه‌ای گرانبها و درخشان با تصاویری از جامعه ایرانی در دوره‌ای است که علویان و باطنیان در چنبره تعصب و لجاجت عهد عباسی از کمترین امکان آسایش و فراغت فکری و معنوی هم برخودار نیستند.

@pazhvak_roshangari