‏وقتی موعد اعدام سقراط رسید، زنش را دید که داشت گریه…

‏وقتی موعد اعدام سقراط رسید، زنش را دید که داشت گریه میکرد، نزدیکش شد و پرسید: “چه چیزی باعث گریه ات شده عزیزم؟”
زن در حالی که گریه میکرد گفت: “ظالمانه کشته خواهی شد.”
سقراط درحالیکه او را در آغوش گرفته بود گفت: “یعنی اگر عادلانه کشته میشدم گریه نمیکردی؟؟!!”
‏زن گفت : منظورم اینست که بیگناه کشته می شوی .
سقراط گفت :یعنی دوست داشتی گناهکار باشم .
زن خود را از آغوش او رها کرد و گفت: “الهی زیر گل بری که موقع مردن هم دست از فلسفه و منطق برنمیداری!!!”?

———————————————-

خیلی جالب بود ????

———————————————-

????

———————————————-

من ساعت ها خندیدم با این پیام
گفتم این خنده رو به شما همکاران عزیز هدیه کنم??

———————————————-

??

———————————————-

لطف کردید..دلتون همیشه شاد باشه ??