‍ شهر غزل تا نباشد خانه دل جای هر بیگانه‌ای چون کبوتر کی…

‍ شهر غزل

تا نباشد خانه دل جای هر بیگانه‌ای
چون کبوتر کی شوم سرگرم دام و دانه‌ای

شهرزاد قصه‌های شهر شب را گفته‌ام
سر دهد از روزگار عشق ما افسانه‌ای

مو به مو آیین آیینه برایش روشن است
آن که دارد با محبت سر به روی شانه‌ای

در غیاب عقل و هشیاری به یمن درس عشق
کاش می‌شد داشت در شهر جنون فرزانه ای

بر گلاب قمصر کاشان فشاند عطر عشق
هر که در کوی غزل دارد چو ما کاشانه ای

یافت می‌شد گر که محبوبی به سان مصطفی
بود هر برگ گیاهی استن حنانه ای

#دکتر_عبدالرضا_مدرس‌_زاده

١٩ آذر ١٣٩٩

@pazhvak_roshangari

??

@bare30p