راننده یکی از وزراء تعریف میکرد روزی داشتیم با وزیر…

راننده یکی از وزراء تعریف میکرد

روزی داشتیم با وزیر میرفتیم …
وزیر بمن گفت : راست میگن اوضاع مملکت خرابه
گفتم : چطور جناب وزیر ؟
ایشان با لحن متفکرانه ای گفت :
وقتی تعمیرگاه ماشین بادمجان هم بفروشه دیگه فاتحه مملکت خوندس …
خیلی به خودم فشار آوردم بفهمم که چی گفته
طاقت نیاوردم گفتم : از کجا فهمیدید قربان؟ ایشان با انگشت مبارکشان‌ مغازه کنار جاده را نشان داد …

روی درب تعمیرگاه نوشته شده بود …..
*بادِ مجانی موجود است*

تازه فهمیدم دکترای جعلی چه به روز مملکت آورده
???????