نظم در كارها بدن و ذهن انسان به گونه اي سامان يافته است…

نظم در كارها
بدن و ذهن انسان به گونه اي سامان يافته است كه كاركردي نظام مند دارد، امّا تربيت هاي نادرست خانواده و عادت هاي نارواي محيطي و فردي، اين دستگاه سامان مند را دچار شلختگي و ناكارآمدي مي كند.
زيگموند فرويد، روان شناس معروف مي نويسد:
“پاكيزگي ساخته ي نوع بشر است و نمي توان آن را از طبيعت انتظار داشت؛ امّا نظم را از طبيعت آموخته ايم. مشاهده ي نظم ستارگان،سرمشق نظم براي بشر و نخستين تكيه گاه او در به كاربستن نظم در زندگي بوده است.
نظم، نوعي اجبار در تكرار است كه وقتي مستقر شد،معيّن مي كند كه يك كار، كي، كجا و چگونه انجام شود و به اين طريق، آدمي را در تكرار موارد مشابه، از درنگ و ترديد، در امان مي دارد.
فايده ي نظم، اين است كه به انسان بهترين استفاده از زمان و مكان را مي دهد و نيز نيروهاي رواني او را محافظت مي كند؛ امّا با كمال حيرت، مي بينيم كه انسان در كارهايش به طور معمول، به بي دقّتي و بي نظمي، گرايش دارد”.

*تمدّن و ملالت هاي آن، فرويد، ترجمه ي مبشّري، ص٥٥*