خدایا مپسند که درب مدرسه بسته ودانش آموزان خانه نشین…

خدایا مپسند که درب مدرسه بسته ودانش آموزان خانه نشین شوند. 🌸🌸🌸

خدایا سالهاست که از عمر روزگار می گذرد امروزه روزگار بر قطار تند روی خود سوار است وهر چند مدت یکبار ماهی راپیاده می کند وخودش ادامه می‌دهد این روزا شهریور است که پیاده شده وهی دست وپا می زند که پا جای پای مهر مهربان بگذارد وگردنبند آموزش را بر گردن بیاویزد یادش رفته سال‌های پیش هم چنین سبقتی گرفت ولی موفق نشد او ماه بیقراری والدین ودانش آموزان بوده آن بدو بدو ها را فراموش کرده از لباس ولوازم التحریر وکیف وکفش و…. گرفته تا سرویس وخانه تکانی آخر تابستان می خواهد زنگ مهر را به نام خود کند آن هم با هزاران اما واگر.

خدایا سالها
عادت کرده بودیم با مهر برنامه زندگی بنویسیم وکل فصل پاییز را در مهر خلاصه کنیم ومدرسه را شروع کار وکوشش جدید بدانیم. طوری سرگرم می شدیم که ناگهان می دیدیم یلدا از راه رسیده است.

مدرسه همان جای امنی که با همه گرفتاریها ومشکلاتی که داشتیم فرزندانمان را حوالی دیوارش پیاده می نمودیم ومی رفتیم ومطمئن بودیم جایش امن امن است وهیچ کس مزاحمش نیست وبرنامه روزانه اش آسایش فردایش است میز وصندلی های به ظاهر خشک وسخت بهترین فرش ضد عفونی شده دنیا بودند اما امروزه فرزندانمان روی نرمترین فرشها وصندلی ها کنارمان نشسته اند و در کلاسی درس می خوانند که نا امن‌ترین کلاسها است وهی ته دلمان می لرزد که نکند به ناکجا آباد بروند.

بزرگی گفته اگر درب مدرسه ها بسته شود درب زندان‌ها باز خواهد شد این یعنی این که خطر کنار گوش وچشم وحواس آنهاست.

خدایا میلیاردها دانش آموز از خانه نشینی خسته ودل زده اند ودوست دارند خود را به طریقی سرگرم کنند واز دام بیکاری وتنهایی بگریزند حالا چه جوری وچگونه خودت بهتر می دانی آخرش چی می شود.

خدایا کلاس درس دانش آموزان به خانه ها کشیده شده به جایی که بعضی اولیا خودشان راه تقلب ودروغ ودور زدن را به طور واضح می آموزند خدایا به صداقت می توان گفت در کلاس درس معلمان خلاف اخلاقیات آموخته نشد ه وهیچ معلمی با کتاب باز کنار دانش آموز ننشته ویا در نبود او امتحان نداده راضی نباش دیگران کار معلم را خدشه دار کنند پا جای پای آنان بگذارند.

خدایا هزاران هزار چشم وگوش به قاب رسانه دوخته شده که خدا به پاکی دل خود بچه ها مدرسه ها را از رونق نیاندازد.

خدایا مدرسه جای خوبی بود همون جایی که با هر دلی به آن پا می نهادی بی اختیار همه چیز را فراموش می کردی الا درس ودانش آموز را.

وقتي که در کوچکترین دور همی یعنی زنگ تفریح وقتی که نواخته می شد آنچنان محکم وقاطع به طرف دفتر حرکت می کردیم وبا چهره های آشنا وصمیمی همکاران روبرو می شدیم وازانرژی آنها انرژی می گرفتیم وبا نوشیدن استکان تمیز و ناتمیز وچای کم رنگ وپر رنگ وگاهی دورنگ آرامشی می یافتیم که نگو ونپرس وتا می خواستیم دمی بگیریم ومحفلی گرم کنیم این موسیقی دلنواز صوت دوستان بزرگوار بود که پایان دور همی را اعلام می نمود خدایا همه اش خوب ودل پسند وارامش بخش. بودند حیف قدرش را ندانستیم.

خدایا خودت روزگار را گوشمالی بده اسب سرکش دنیا را
رام کن آنچه را گرفتی دوباره به ما برگردان فرزندانمان تا کلاس ودرس نباشد چیزی نمی آموزند بیسوادی سرمایه ای می شود که به نسل‌های بعد خواهند داد.

خدایا تو خودت دلها، دنیا وروزگار را دگرگون می کنی اکنون حال کرونا را دگرگون کن تا هر چه را از ما گرفته پس دهد این آشوب وپریشان حالی
دانش آموزان ومعلمها را از دلشان بگیر تا دوباره همه دور هم جمع شویم واز بودن ودیدن هم لذت ببریم.