دلا بگریز از این خانه که دلگیر است و بیگانه به گلزاری و…

دلا بگریز از این خانه که دلگیر است و بیگانه
به گلزاری و ایوانی که فرشش آسمان باشد! (مولانا)

مولانا آرزو می‌کند از این خانه‌ای که دلگیر و بیگانه است و احتمالا رمز و تمثیلی از وجود و تنِ خاکی در نگاه اوست بگریزد. به کجا؟ به گلزار و ایوانی که آسمان فرشش باشد! آسمان را همواره ما به صورت سقف دیده‌ایم اما خیال مولانا این بار در جست‌وجوی ایوان و باغ و گلزاری است که آسمان نه سقف آن بلکه فرشش باشد! عجیب نیست؟ تنها در عالَمِ نگارینِ خیال و هنر است که می‌توان چنین ایوان و باغ و گلزاری را تصور کرد. مولانا در چند کلمه‌ی کوتاه در فضایی تنگ و فشرده، جهانی را خلق کرده همان اندازه واقعی و حقیقی که مثلا جهان نقاشی‌‌های سالوادور دالی. شاید تنها نقاش سورئالیستی نظیر دالی بتواند از عهده چنین تصویر شگفتی که مولانا در کلامی کوتاه از عهده‌‌ی تصویرش برآمده با بوم و قلم‌مو و رنگ برآید‌.