از درختانی انبوه که جاده های پیچ در پیچ را مادرانه به…

از درختانی انبوه که جاده های پیچ در پیچ را مادرانه به آغوش گرفته بودند
گذشتم،
به کوه رسیدم
در دلش”آبشاری”پر غرور
چشم دوخته بود
به قلب سنگ رود
بادی که می وزید
از سپیدی در گوشم گفت:
بنویس

” آبشار ” همان اشک

رودیست که بغضش را

‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌ ‌ترکانده اند

این را خیلی ها نمی فهمند۰۰۰۰!!!

صبحتان به شکوه “آبشاران”❤️❤️❤️

پاسخی بگذارید