رابطه ی اخلاق با عقلانیت در،درازمدت فرض بگیرید که من در…

رابطه ی اخلاق با عقلانیت در،درازمدت

فرض بگیرید که من در اسطبل خودم ده اسب دارم و همسایه ام نیز در اسطبل خودش ده اسب دارد

در وهله ی اول، من تمایل دارم اسب های همسایه ام را نیز مالک شوم و همین به من انگیزه میدهد که به دزدی دست بزنم.

عقلانیت کوتاه مدت نیز می گوید بیست اسب از ده اسب بهتر است و مرا تشویق به دزدی می کند.

اما، عقلانیت دراز مدت میگوید که اگر بنا باشد هر کسی بر اساس همین استدلال دست به دزدی بزند، آنگاه سنگ روی سنگ بند نمی شود

نتیجه ی نهایی این است که زورمندترین انسان همه ی اسب ها را میبرد و چون هیچ استدلالی اقامه نشده که زورمندترین انسان جامعه من ام پس ممکن است روزی همین ده اسبی را هم که دارم از دست بدهم.

طرز فکری که در عقلانیتِ کوتاه مدت به سود انسان است در عقلانیتِ دراز مدت به زیان انسان منجر می شود.

بنابراین بهتر است انسان به ده اسب خودش قانع باشد زیرا ممکن است این ده اسب را به تدریج و با همان عقلاینت کوتاه مدت زیاد کند و به 100 اسب برساند.

راسل مدعی بود برای اخلاقی کردن انسانها کافیست عقلانیت دراز مدت را در آنان تقویت کرد.
خود او مثال معروف اسب در اسطبل را ارائه می کرد

راسل این سخن را در باب همه ی امور اخلاقی صادق می دانست و می گفت این عقلانیت کوتاه مدت است که انسان را از اخلاق دور میکند.

در عقلانیت کوتاه مدت ما تنها تا نوک بینی مان را می بینیم و به دزدی و اختلاس و کم کاری و رشوه و احتکار و فریبکاری دست می زنیم.

اما در عقلانیت دراز مدت در می یابیم که اگر جیب مردم را بزنیم، در نهایت زیان سنگینی می بینیم.

برای اخلاقی بودن، دو چیز که دیگران به آن قائل بودند لازم نیست:

یک_نخست اینکه دیگران تصور میکردند که انسانی که میخواهد اخلاقی باشد باید منافع خودش را فراموش کند.

راسل میگوید که اتفاقا چنین نیست بلکه باید منافع خودمان را کوتاه مدت در نظر نگیریم و در درازمدت به منافع خودمان بیندیشیم. بنابراین به نظر راسل برای اخلاقی بودن از خودگذشتگی لازم نیست.

_ دوم اینکه اخلاقی بودن فضیلت نیست؛ ضرورت است.
از نظر راسل انسانهای اخلاقی انسانهای فضیلتمندی نیستند بلکه انسانهایی اند که ضرورتهای زندگی را دریافته اند و هوش بالایی دارند

استاد مصطفی ملکیان_کتاب زمین از دریچه آسمان

#دانادیس
@Tafakorkhob

پاسخی بگذارید